برچسب: نویسنده: محمد کریمیپور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 13:00
برچسب: نویسنده: محمد کریمیپور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 13:00
تمام شب... تمام شب, بی وقفه, مدام, پشت سر هم توی گوشم تکرار می شوند: " ...پس همونجا بمون" , " معلومه که نمی کنم..." چطور؟ چطور می شود جملاتی را که نیمه شب قلبت را از سینه ات کشیده اند بیرون و از بالای یک ساختمان پنج طبقه پرتش کرده اند پایین تا لشکریان مغول با اسبهای زخم خورده شان, هزار هزار, بی رحمانه بر آن بتازند تا چیزی از آن بر زمین باقی نماند, از یاد برد؟؟؟ چقدر باید کسی را دوست داشت برای از یاد بردن و به فراموشی سپردن این جملات؟ چقدر؟؟؟
برچسب: نویسنده: محمد کریمیپور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 13:00
مریم که بار طاقت فرسای هستی بر شانه هایش سنگینی میکرد, زیر لب با غمگینی زمزمه کرد" من که سرتاسر خموشم, مستِ بی اندازه نوشم, از کجا جویم ترا..." و خداوند پاسخ داد" من در همه ی مکانها هستم, هر جا که بخوانی مرا" پس مریم او را با تضرع به متبرکترین نامها خواند و اینگونه بود که عیسی شکل گرفت تا در جلجتا بر صلیبش بیاویزند تا مریمی دیگر خداوند را با تضرع, به نام بخواند... و بر هیچکس پوشیده نیست که خداوند _ اگر بخواهد_ برترین مکرکنندگان است...
برچسب: نویسنده: محمد کریمیپور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 13:00
برچسب: نویسنده: محمد کریمیپور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 13:00
برچسب: نویسنده: محمد کریمیپور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 13:00
برچسب: نویسنده: محمد کریمیپور تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 13:00